تبلیغات
یک سوپرایز جدید

یک سوپرایز جدید
سلام دوستان عزیز خوش آمدیدلینک شما درصورت در وبلاگ قرار میگیرد که لینک مارا در وبتان قرار دهید 
نویسندگان
نظر سنجی
لطفا درنظر سنجی ما شرکت کنید ممنون






بنر دوستان
http://upvision.ir/images/n3w9h73myuujtqvybub.gif

http://upvision.ir/ads1.gif


از آن آدم‌هایی بود که فکر می‌کرد مأمور شده است که انسانهای گناهکار، به خصوص عراقی‌های فریب خورده را به راه راست هدایت کنه و کلید بهشت را به دستشان بدهد.


مسؤول تبلیغات گردان شده بود. دیگر از دستش ذله شده بودیم.

وقت و بی وقت بلندگوهای خط اول را به کار می‌انداخت و صدای نوحه و مارش عملیات تو آسمان پخش می‌شد و عراقی‌ها مگسی می‌شدند و هر چی مهمات داشتند سر مای بدبخت خالی می‌کردند.
از رو هم نمی‌رفت. تا این که....

تا اینکه انگار طرف مقابل، یعنی عراقی‌ها هم دست به مقابله به مثل زدند و آن‌ها هم بلندگو آوردند و نمایش تکمیل شد.

مسؤول تبلیغات برای این که روی آنها را کم کند، نوار «کربلا، کربلا، ما داریم می‌آییم» را گذاشت.

لحظه‌ای بعد صدای نعره‌ای (البته با فارسی دست و پا شكسته) از بلندگوی عراقی‌ها پخش شد که: «آمدی، آمدی، خوش آمدی جانم به قربان شما. قدمت روی چشام. صفا آوردی تو برام!»

تمام بچه‌ها از خنده ریسه رفتند و مسؤول تبلیغات رویش را کم کرد و کاسه کوزه اش را جمع کرد و رفت.»




طبقه بندی: شعر وداستان،
برچسب ها: قدمت روی چشمانم!،
[ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 10:18 ق.ظ ] [ حمیرا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا نگاه خسته ام غافل ازلمس گل مینا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم اینچنین پرسوز وپرسرما نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود
باسلام خدمت دوستان عزیز ازاینکه به وبلاگ من سرزدید ممنونم لطفا نظر یادتون نره( قول میدم ازتون چیزی کم نشه)


سلام دوستان عزیز درمورد لینکها باید روی همه لینک ها کلیک کنیدتا همی لینک ها قابل مشاهده باشند با تشکر مدیر بلاگ هلنا
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب